X
تبلیغات
شیعه ایران

بسم الله الرحمن الرحیم

نقد و بررسی دلایل پیروی از ابوبکر علیه مایستحق

 

اهل سنت دو دلیل مهم برای اثبات مشروعیت مذهب خود در پیروی از ابی بکر،ذکر می  کنند.                                                                                                                              

الف انعقاد اجماع بر خلافت ابی بکر                                                                               

 ب: اقامه ده دلیل برای افضلیت ابی بکر... چرا که امامت در فرد افضل تجلی می یابد .( درکلیه کتب اعتقادی اهل سنت وجود دارد)                                      

ما در اینجا قصد نقد و بررسی این ده فضیلت را داریم :                                  

فضلیت اول: ابوبکر از همه مردم با تقواتر بود چون خداوند در سوره لیل  فرموده:( وسیجنبها ألاتقی*الذی یوتی ماله یتزکی* ومالاحد عنده من نعمة  تجزی)و صاحب کتاب شرح المواقف گفته است بیشتر مفسرین عقیده دارند که  این آیة در شأن و مقام ابی بکر نازل شده است. لذا او باتقواترین فرد هست و هر کس که باتقواتر باشد نزد خداوند گرامی تر است إن اکرمکم عندالله  اتقاکم لذاابوبکر با فضیلترین فرد نزد خداوند می باشد .                                  

جواب: الف ؛ این آیه در جریان قصه ابی دحداح و فردی که صاحب نخلستان  بوده نازل شده است  ( الدرالمنثور  ج6 ص358 و مجمع الزوائد ج 9 ص 5)

ب: حدیث آن ضعیف است به خاطر وجود مصعب بن ثابت ، هیثمی قبولش ندارد و چون مصعب از نواده گان عبدالله بن زبیر است و ابن زبیرنیزنوه دختری ابوبکر است لذا مصعب برای فخر و مباهات به جد مادری اش ابوبکر فضیلت تراشی می نموده و از طرفی کینه خاندان ابن زبیر نسبت به خاندان عصمت و طهارت معروف است و احمد بن حنبل و یحیی بن معین و ابی حاتم ، مصعب بن ثابت را تضعیف نموده و در مورد او گفتند : به احادیث او احتجاج  نمی شود . و نیز نسائی گفته است ابن ثابت فردی قوی در حدیث نیست         

ج: عایشه نزول این آیه را در مورد خاندان خود نفی کرد . آنجا که می گوید خداوند هیچ آیه ای از قرآن که درباره ما باشد نازل نکرده است( صحیح بخاری ج 6 ص 42 انتشارات دارالفکر لبنان)                                                  

ادامه دارد

فضیلت دوم باشد برای بعد                                                                             

 

 

+ نوشته شده توسط خیرالبریه در یکشنبه 28 بهمن1386 و ساعت 10 بعد از ظهر |
مقاله آیه ولایت و پاسخ به شبهات بصورت دانلود کردن برای شما آماده کردم
+ نوشته شده توسط خیرالبریه در جمعه 26 بهمن1386 و ساعت 11 قبل از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

آیه ولایت و پاسخ به شبهات (3)

 

بررسی شبهات

اهل سنت از آنجا که دلالت آیه را بر امامت و ولایت امیرالمومنین علیه السلام قوی دیده اند ، درصدد مقابله با آن برآمده و از راه های مختلف درصدد ایجاد تشکیک در دلالت آن برآمده اند . اینک به یکایک آنها پرداخته و از آنها پاسخ خواهیم داد :


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خیرالبریه در جمعه 26 بهمن1386 و ساعت 10 قبل از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

آیه ولایت و پاسخ به شبهات (2)

 

 

کیفیت استدلال بر امامت

متکلمان و مفسّران امامیه برای نظریه خود دلایل و شواهدی اقامه کرده اند که از جمله آنها اینکه :

الف : کلمه «انما» از ادوات حصر و مفاد آن اثبات و نفی است ؛ یعنی حکم را بر آنچه پس از انما ذکر شده اثبات می کند و از آنچه ذکر نشده نفی می کند . وقتی گفته می شود :« انما زید عالم » مفاد آن این است که زید دارای صفت علم است و صفت کمال دیگری ندارد.

خطیب قزوینی در « تخلیص المفتاح » گفته است :«یکی از راه های حصر ، کلمه انما است ؛ چنانکه در حصر موصوف بر صفت گفته می شود : انما قائم زید ؛ زیرا کلمه انما دربر دارنده معنای ما و الا ؛ یعنی نفی و استثناء است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خیرالبریه در پنجشنبه 18 بهمن1386 و ساعت 1 بعد از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

آیه ولایت و پاسخ به شبهات (1)

 

مقدمه

از آیاتی که ما شیعیان همواره برای اثبات امامت امیرالمومنین علی علیه السلام به آن استدلال می کنیم ، آیه ولایت است . خداوند متعال در این آیه می فرماید : ۝ انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاه و یوتون الزکاه و هم راکعون ۝ « تنها ولی و صاحب اختیار شما خدا ، پیامبر او و کسانی هستند که ایمان آوره اند ؛ همان کسانی که نماز را بر پا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند » (سوره مائده / 55)

اما چندی مشاهده کردم بعضی از پیروان سنت عمر مانند اسلاف بی خرد خود چشم دل را بسته اند و سعی کرده اند به زعم خویش اشکالاتی بر این استدلال ما وارد کنند . لذا غیرت دینی بنده من را وا داشت که به دفاع برخیزم و از این استدلال قوی شیعیان دفاع کنم .

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خیرالبریه در پنجشنبه 11 بهمن1386 و ساعت 10 بعد از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحیم

.

شریعتی شیعه نیست !!!

علمای مختلف و بزرگواری در مورد این شخصیت ارائه نظرکرده اند.از آن جمله شهید مطهری متفکربزرگ معاصرما می باشد.ایشان درنامه ای خطاب به حضرت امام که پس از مرگ شریعتی و قبل از پیروزی انقلاب نگارش یافته است،چنین می نویسد:« عجباً! می خواهند با اندیشه هایی که چکیده افکار"ماسینیون" مستشار وزارت مستعمرات فرانسه در شمال آفریقا و سرپرست مبلغان مسیحی در مصر و افکار "گوریچ" یهودی ماتریالیست و اندیشه های"ژان پل سارتر" اگزیستالیست ضد خدا وعقاید دو رکهایم جامعه شناس ضد مذهب است ، اسلام نوین بسازند! پس و علی الاسلام السلام.

به خدا قسم ، اگر روزی مصلحت اقتضا کند که اندیشه های این شخص [دکتر شریعتی]حلاجی شود و ریشه هایش به دست آید وبااندیشه های اسلامی مقایسه شود،صدها مطلب به دست آیدکه برضدّ اصول اسلام است و به علاوه بی پایگی آنه روشن می شود»(1)

همچنین علامه ابوالفضائل مصباح یزدی از مخالفان افکار ایشان می باشد و علامه بزرگ قرن ،مفسر عظیم الشأن آیت الله طباطبایی هم با علامه مصباح هم عقیده می باشد برای اطلاع بیشتر می توانید به کتاب مصباح دوستان مراجعه کنید

از همه مهمتر بزرگ مرد تارخ شیعه ، احیاء کننده ی اسلام ناب محمدی امام خمینی(ره) ایشان را اصلا مسلمان نمی دانست .

جناب سید حمید روحانی که الان هم در قید حیات می باشند و از مورخین بنام انقلاب هستند در کتاب خود که در مورد انقلاب نوشته است می گوید: رفته بودم نزد امام گفتم:ای کاش در پیام تسلیت در مورد شریعتی یک کلمه مرحومی شما می نوشتید ، این که تأییدی نمی شود ، ایشان نقل می کند که امام فرمودند: اگر اورامُسلِم می دانستم می نوشتم.

امام بعنوان مرجع؛دکتر شریعتی را مسلمان نمی دانست . پس نتیجه میگیرم ایشان از مذهب شیعه خارج بوده است . البته به نظربنده این حکم در مورد اواخر عمر دکتر شریعتی صحیح می باشد.

 

 

1- سیری در زندگانی استاد مطهری ص 222 و 223

 

+ نوشته شده توسط خیرالبریه در چهارشنبه 10 بهمن1386 و ساعت 2 بعد از ظهر |

اهل بیت نبوت سفینه نجات هستند نه صحابه !!!

در مستدرک الصحیحین ج2 ص 343  از حنش الکنانی نقل کرده است که : شنیدم أباذر در حالی که در کعبه را گرفته بود می گفت ای مردم هر کس من را شناخت من همانم که شناخته اید و هر کس من را نشناخت بداند که من اباذرم ، شنیدم رسول خدا می فرمود : « مثل اهل بیت من مثل کشتی نوح می باشد هرکس سوار آن شد نجات پیدا کرد و هرکس از ان تخلف کرد غرق شد »

سمعت اباذر یقول و هو آخذ باب الکعبه : أیها الناس من عرفنی فأنا من عرفتم ، و من أنکرنی فأنا أبوذر ، سمعت رسول الله صلی الله علیه واله یقول : « مثل اهل بیتی مثل سفینه نوح من رکبها نجا و من تخلف عنها غرق »

حاکم می گوید این حدیث بنابر شرط مسلم صحیح می باشد .

                                               

بعضی از علمای اهل سنت که این روایت را ذکر کرده اند :

1- حاکم در مستدرک علی الصحیحین ج 2 ص 343 کتاب التفسیر ، سوره هود ، مثل اهل بیتی مثل سفینه نوح .

2- ایضا همان در کتاب معرفه الصحابه ، مناقب اهل بیت رسول الله صلی الله علیه و السلام الفصل الاول فی فضلهم مجملا ، الاکمال ح 34169

4 مجمع الزوائد و منبع الفوائد : کتاب المناقب ، باب فضل اهل البیت علیهم السلام

و ...اله باب وعدنی ربی فی اهل بیتی ان لایعذبهم

3- کنز العمال : کتاب الفضائل من قسم الافعال الباب الخامس فی فضل اهل البیت علیهم

با این حال آیا ما باید از صحابه پیروی کنیم یا از کسانی که سفینه نجات هستند ؟ چه تضمینی است که اگر از صحابه پیروی کردیم بهشتی شویم ؟

جواب با شما خواننده !!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده توسط خیرالبریه در یکشنبه 7 بهمن1386 و ساعت 9 بعد از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

زیارت قبور

 

 

مسلمانان در طول تاریخ اسلام بر جواز؛ بلکه استحباب سفر برای زیارت قبور اولیای الهی اجماع داشته اند. اما از ناحیه ابن تیمیه ممنوع شد؛ زیرا وی اولین کسی است که از این مسئله جلوگیری کرده و شدیداً با آن مقابله نمود و به حرمت آن فتوا داد. بعد از او شاگردان و مروجان افکارش این نظر را دنبال کرده و تا زمان محمد بن عبدالوهاب و وهابیان – که همگی به حرمت زیارت قبور معتقدند- ادامه داشت . از آنجا که این مسئله آثار مهمی در پی دارد بجاست تا در مورد جواز و عدم جوازآن تحقیق و بررسی نماییم .

* فتاوای وهابیان

1- ابن تیمیه می گوید: « تمام احادیثی که از پیامبر(ص) درباره زیارت قبرش وارد شده، ضعیف بلکه جعلی است».( منهاج السنة ج2 ص 441)

عسقلانی از ابن تیمیه نقل می کند نقل که او به طور مطلق از زیارت قبورانبیاء و اولیاء منع کرده و آن را حرام نموده است؛ چه با شدّ رحال ( بار سفر زیارت بستن) و چه بدون آن.(ارشاد الساری ج2 ص 329)

2- عبدالعزیز بن باز می گوید:« اما مردان؛ برای آنان زیارت قبور و زیارت قبر پیامبر(ص) و دو صاحبش مستحب است، البته بدون شدّ رحال و قصد حرکت برای زیارت؛ زیرا پیامبر(ص) فرمود: قبور را زیارت کنید به جهت آن که شما را به یاد آخرت می اندازد، ولی شدّ رحال برای زیارت قبور جایزنیست».( مجموع فتاوی بن باز ج2 ص 754 و755).

 باز هم خدا را شکر که به بهانه آن دو اجازه زیارت پیغمبر را داد !!!

3- اعضای استفتای دائمی وهابیان در ضمن فتوایی چنین اعلام کردند:«شدّ رحال برای زیارت قبور انبیا و صالحین و غیر آنان جایز نیست، بلکه این عمل بدعت است.»(اللجنة الدائمه للبحوث العلمیة و الافتا ، رقم فتوا 423)

 

* ادله مشروعیت زیارت قبور  

مبحث زیارت قبور را در دو بخش دنبال خواهیم کرد:

بخش اول: در ذکر دلیل بر مشروعیت بلکه استحباب زیارت قبور اموات ، هرکس که می خواهد باشد.

بخش دوم:دررابطه با استحباب زیارت قبر اولیای خدا علی الخصوص پیامبر صلی الله علیه واله.

 

در ابتدا به ذکر ادله جواز یا استحباب زیارت قبور می پردازیم :

1- دلیل فطرت

اسلام دین فطرت است و احکام آن؛ چه در مجال عقیده و چه در مقام عمل موافق با فطرت سلیم انسان است. و ما معتقدیم که احکام و تعالیمی که پیامبران و علی الخصوص پیامبر اسلام(ص) آورده اند ، همگی موافق با فطرت سلیم بشر بوده و با آن سازگاری دارد،ودرحقیقت تعالیم انبیا تذکردهنده به مسائلی است که در فطرت انسان نهفته است.

خداوند سبحان می فرماید:«ونفس و ما سواها * فألهمها فجورها و تقواها »؛« قسم به جان آدمی وآن کس که آن را {آفریده و} منظم ساخته و سپس فجور و تقوا { شرّ و خیرش} را به او الهام کرده است.»

در مورد زیارت اموات و قبور نزدیکان و کسانی که برگردن ما حق دارند، انسان مشاهده می کند که این عمل از جمله کارهایی است که نفس سلیم انسان از هر قوم و ملیتی که باشد برآن رغبت دارد، و این نیست مگر به جهت وجود میل باطنی فطری که در تمام افراد بشر وجود دارد. و از آنجا که شریعت ، هادی به فطرت است، لذا می توان از این طریق به مشروعیت زیارت قبور پی برد.

2- قرآن و زیارت قبور

 قرآن کریم به پیامبر فرمان می دهد که هیچ گاه بر جنازه منافق نماز نگزارد و نباید بر کنار قبر او بایستد آنجا که می فرماید:« ولاتصل علی أحد منهم مات ابدا و لاتقم علی قبره انهم کفروا بالله و رسوله و ماتوا وهم فاسقون »،

در این آیه برای هدم شخصیت منافق ،و دادن گوشمال به اعضای این حزب به پیامبر خدا فرمان می دهد:

1- بر جنازه احدی از آنان نماز مگزار.

2- برقبرآنان نایست. این حقیقت را با جمله « ولاتقم علی قبره» ادا کرده است.

از این که می فرماید درباره منافق این دو کار را انجام نده مفهومش آن است که این کار درباره غیر منافق خوب و شایسته است.

اکنون باید ببینیم مقصود از« ولاتقم علی قبره» چیست؟ آیا مقصود تنها قیام به هنگام دفن است که درباره منافق جایز نیست و درباره مومن لازم و شایسته است؟ یا مقصود اعم از زمان دفن و دیگر مواقع است؟

برخی از مفسران آیه را ناظر به زمان دفن دانسته اند ولی گروهی دیگر؛ مانند بیضاوی و غیره با دید وسیع نگریسته و آیه را چنین تفسیر می کنند: ولاتقم علی قبره للدفن أو لزیارة(تفسیر بیضاوی ج3 ص77).

دقت در مفاد آیه می رساند که مقصود یک معنای وسیع است؛ اعم از توقف هنگام دفن یا وقوف پس از آن .

زیرا دو جمله مجموع مضمون آیه را تشکیل می دهد و آنها عبارتند از :

الف : ولاتصل علی أحد منهم مات ابدا

 لفظ أحد به حکم این که در سیاق نهی واقع شده ، مفید استغراق افراد است و لفظ «أبدا» مفید استغراق زمانی است و معنای جمله چنین است: «برای هیچ کس از منافقان و در هیچ زمان نمازمگزار».

با توجه به این دو لفظ ، می توان به روشنی به دست آورد که مقصود از جمله خصوصِِ نماز برمیت نیست؛ زیرا نمازبر میت فقط یکبار قبل از دفن انجام می گیرد و دیگر قابل تکرار نیست، پس اگر مقصود خصوص نماز میت بود نیازی به آوردن لفظ « أبدا» نبود و تصور این که این لفظ به منظور افاده «استغراق افرادی» است کاملا بی مورد است؛ زیرا جمله «لاتصل علی احد» مفید چنین شمول و استحباب است دیگر لزومی ندارد که بار دیگر به بیان آن بپردازد.

گذشته از این، لفظ «ابدا» در لغت عرب برای استغراق «زمانی»است نه «افرادی»؛ مانند:«ولا أن تنکحوا أزواجه من بعده ابدا».(احزاب :53)

بنابراین مفاد جمله نخست این است که :«هیچگاه برای احدی از منافقان طلب رحمت و مغفرت مکن، خواه با گزاردن نماز و خواه به غیر آن».

ب: « ولاتقم علی قبره»

مفهوم این جمله به حکم عطف بر جمله پیشین چنین است:«ولاتقم علی قبر احد منهم ابدا» زیرا قیودی که در معطوف علیه وجود دارد بر معطوف نیز وارد می شود.

در این صورت نمی توان گفت : مقصود از «قیام» همان قیام هنگام دفن است؛ زیرا فرض این است که قیام موقع دفن درباره هر فردی قابل تکرار نیست، و لفظ «ابدا» که در این جمله نیز در تقدیراست حاکی است که این عمل قابل تکرار می باشد و تصور این لفظ برای استغراق افراد است پاسخ آن در جمله قبل گفته شد؛ زیرا با وجود «أحد» نیازی به افاده مجدد آن نیست.

با توجه به این دو مطلب در الفاظ : «لاتصل»و «لاتقم» می توان گفت: خداوند پیامبر را از هر نوع «طلب رحمت» برمنافق خواه از طریق نماز بر مرده او و یا مطلق دعا و از هر نوع وقوف برقبر او خواه هنگام دفن یا پس از آن نهی کرده است و مفهوم آن است که این دو عمل ؛ طلب رحمت وقیام و وقوف بر قبر در تمام اوقات جایز و شایسته است و یکی ار آن اوقات وقوف بر زیارت و خواندن قرآن بر مؤمن است، که سالها است به خاک سپرده شده است.

احادیث و زیارت قبور

از احادیثی که صحاح و سنن آنها را نقل کرده اند استفاده می شود که پیامبر خدا به علتی بطور موقت از زیارت قبور نهی کرده بود سپس اجازه داد که مردم راهی زیارت آنها شوند.

شاید علت نهی این بوده که اموات گذشته آنان غالبا مشرک و بت پرست بوده اند و اسلام علاقه و پیوند آنان را با جهان شرک قطع کرده بود. ممکن است علت نهی چیز دیگری بوده باشد و آن این که گروه تازه مسلمان بر سر خاک مردگان به باطل نوحه سرایی می کردند و سخنان خارج از ادب اسلامی به زبان می راندند . ولی پس از گسترش اسلام و پا برجایی نهال ایمان در دل افراد این نهی برداشته شد وپیامبر گرامی به خاطر منافع تربیتی که در زیارت قبور هست اجازه داد تا مردم به زیارت قبور بشتابند . نویسندگان سنن و صحاح در این زمینه چنین نقل می کنند :

1- « زُورُوا القبور فإنها تذکرکم الآخره ...» قبرها را زیارت کنید؛زیرا زیارت آنها ماه یادآوری سرای دیگر می گردد.(صحیح ابن ماجه ج1 ص113 باب ماجاء فی زیارة القبور)

2- « کنت نهیکم عن زیارة القبور فزُوروا ، فنها تزهد فی الدنیا و تذکر الآخرة»من شما را از زیارت قبور نهی کرده بودم از این به بعد زیارت کنید؛ زیرا قبور شما را نسبت به دنیا بی اعتنا می سازد و آخرت را به یاد می آورد.((همان صفحه 114 طبع هند و صحیح ترمذی ابواب الجنائز ج3 ص 274 همراه با شرح ابن العربی المالکی طبع لبنان . ترمذی پس از نقل حدیث از بریده می گوید:« حدیث بریدة صحیح و العمل علی هذا عند أهل اعلم لایرون بزیارة القبور بأسا و هو قول ابن المبارک و الشافعی و احمد و اسحاق »ضمنا به مدارک یاد شده در زیر مراجعه فرمایید: صحیح مسلم ج3 باب استئذان النبی ربه عزوجل فی زیارة قبر امه ص65 ؛ صحیح ابو داود ج2 کتاب الجنائز باب زیارة القبور ص195 ؛ صحیح مسلم ج4 کتاب الجنائزباب زیارة القبور ص73))

روی همین حساب است که پیامبر گرامی قبر مادر خود را زیارت می کرد و مردم را به زیارت قبور سفارش می فرمود؛ زیرا زیارت قبور مایه یادآوری آخرت است.

3- « زار النبی قبر امه فبکی و ابکی من حوله ... إستأذنت ربی فی ان أزور قبرها فءذن لی فزوروا القبور فإنها تذکرکم الموت (صحیح مسلم ج3 باب استئذان النبی ربه عزوجل فی زیارة قبر امه ص65)

4- عایشه می گوید: « إن رسول الله رخص فی زیارة القبور» (سنن ابن ماجه ج1 ص 114)

5- عایشه می گوید پیامبر اعظم  آخر شب به سوی بقیع می رفت و می گفت:

السلام علیکم دار قوم مؤمنین و اتاکم ما توعدون غدا مؤجلون و انا ان شاء الله بکم لاحقون أللهم اغفر لأهل بقیع الغرقد ( صحیح مسلم ج3 باب ما یقال عند دخول القبور ص 63)

این قسمتی از احادیث در این مورد می باشد ان شاء الله در آینده سیره سلف صالح  و علمای مذاهب دوستان اهل سنت را نیز مطا لعه خواهیم کرد

 

+ نوشته شده توسط خیرالبریه در سه شنبه 2 بهمن1386 و ساعت 3 بعد از ظهر |