آيا روايت معتبرى در منابع اهل سنت وجود دارد كه ثابت كند، اميرمؤمنان عليه السلام، تمام اتفاقات آينده را تا قيامت مى‌دانست؟

پاسخ

ترديدى نيست كه اميرمؤمنان عليه السلام، نفس رسول الله صلى الله عليه وآله و دروازه علم آن حضرت است، بنابراين عجيب نيست كه اميرمؤمنان عليه السلام وارث تمام علوم نبوى باشد.

روايت صحيح السندى در منابع اهل سنت وجود دارد كه ثابت مى‌كند اميرمؤمنان عليه السلام از تمام اتفاقات آينده خود تا روز قيامت آگاه بوده است و به مردم اعلام كرده است كه هر سؤال خواستيد پاسخ آن را خواهم داد.

عبد الرزاق صنعانى، استاد محمد بن اسماعيل بخارى در تفسير خود مى‌نويسد:

عن معمر عن وهب بن عبد الله عن أبي الطفيل قال شهدت عليا وهو يخطب وهو يقول سلوني فوالله لا تسألوني عن شيء يكون إلى يوم القيامة إلا حدثتكم به وسلوني عن كتاب الله فوالله ما من آية إلا وأنا أعلم بليل نزلت أم بنهار أم في سهل أم في جبل.

از أبوطفيل نقل شده است كه شاهد بودم كه على عليه السلام خطبه مى‌خواند و مى‌فرمود: از من بپرسيد، به خدا سوگند! از هر چه كه تا روز قيامت به وجود مى‏آيد و اتفاق مى‌افتد، سؤال نمى‏كنيد؛ مگر اين كه تمام آن‌ها را پاسخ مى‏گويم. از كتاب خدا بپرسيد؛ به خدا سوگند! هيچ آيه‏اى نازل نشده است؛ مگر اينكه از همه شما داناترم كه شب نازل شده است يا روز، در صحرا نازل شده است يا در كوه‏.

الصنعاني، ابوبكر عبد الرزاق بن همام (متوفاى211هـ)، تفسير القرآن، ج3، ص241، تحقيق: د. مصطفى مسلم محمد ، ناشر: مكتبة الرشد ـ  الرياض، الطبعة: الأولى، 1410هـ

بررسي سند روايت

معمر بن راشد:

معمر بن راشد الأزدي مولاهم أبو عروة البصري نزيل اليمن ثقة ثبت فاضل.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاى852هـ)، تقريب التهذيب، ج1 ص541، رقم: 6809،  تحقيق: محمد عوامة، ناشر: دار الرشيد - سوريا، الطبعة: الأولى، 1406 - 1986.

وهب بن عبد الله:

وهب بن عبد الله بن أبي دبي بموحدة مصغر الهنائي بضم الهاء ونون ومد الكوفي وقد ينسب لجده ثقة من الخامسة وروايته عن سلمان مرسلة عس

تقريب التهذيب ج1 ص585، رقم: 7478

عامر بن واثلة:

عامر بن واثلة بن عبد الله بن عمرو بن جحش الليثي أبو الطفيل وربما سمي عمرا ولد عام أحد ورأى النبي صلى الله عليه وسلم وروى عن أبي بكر فمن بعده وعمر إلى أن مات سنة عشر ومائة على الصحيح وهو آخر من مات من الصحابة قاله مسلم وغيره ع.

تقريب التهذيب ج1 ص288، رقم: 3111

ديگر دانشمندان و محدثان اهل سنت، نيز همين روايت را با سند‌هاى خودشان نقل كرده‌اند كه تنها به ذكر آدرس آن‌ها اكتفا مى‌كنيم:

الأزرقي، ابوالوليد محمد بن عبد الله بن أحمد (متوفاى250 هـ)، أخبار مكة وما جاء فيها من الأثار، ج1، ص50، تحقيق رشدي الصالح ملحس، ناشر: دار الأندلس للنشر - بيروت - 1996م- 1416هـ.

ابن أبي حاتم الرازي التميمي، ابومحمد عبد الرحمن بن أبي حاتم محمد بن إدريس (متوفاى 327هـ)، الجرح والتعديل، ج6، ص191، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، الطبعة: الأولى، 1271هـ ـ 1952م.

البغدادي، ابوبكر أحمد بن علي  بن ثابت الخطيب (متوفاى463هـ)، الفقيه و المتفقه، ج2، ص351 ـ 352، تحقيق: أبو عبد الرحمن عادل بن يوسف الغرازي، ناشر: دار ابن الجوزي - السعودية، الطبعة: الثانية، 1421هـ

البغدادي، ابوبكر أحمد بن علي  بن ثابت الخطيب (متوفاى463هـ)، تالي تلخيص المتشابه، ج1، ص62، تحقيق: مشهور بن حسن آل سلمان , أحمد الشقيرات، ناشر: دار الصميعي - الرياض، الطبعة: الأولى، 1417هـ

النمري القرطبي المالكي، ابوعمر يوسف بن عبد الله بن عبد البر (متوفاى 463هـ)، جامع بيان العلم وفضله، ج1، ص114، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت – 1398هـ.

السمعاني، ابوالمظفر منصور بن محمد بن عبد الجبار (متوفاى489هـ)، تفسير القرآن، ج5، ص250، تحقيق: ياسر بن إبراهيم و غنيم بن عباس بن غنيم، ناشر: دار الوطن - الرياض - السعودية، الطبعة: الأولى، 1418هـ- 1997م.

الأنصاري القرطبي، ابوعبد الله محمد بن أحمد (متوفاى671هـ)، الجامع لأحكام القرآن، ج1، ص35، ناشر: دار الشعب – القاهرة.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاى852 هـ)، فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج8، ص599، تحقيق: محب الدين الخطيب، ناشر: دار المعرفة - بيروت.

العيني الغيتابي الحنفي، بدر الدين ابومحمد محمود بن أحمد (متوفاى 855هـ)، عمدة القاري شرح صحيح البخاري، ج19، ص190، ناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.

جالب است كه همين روايت با همين مضمون از رسول خدا صلى الله عليه واله نيز نقل شده است، احمد بن حنبل در مسند خود مى‌نويسد:

حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا بن أبي عدي عن حُمَيْدٍ عن أَنَسٍ قال قال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم لاَ تسألوني عن شيء إلى يَوْمِ الْقِيَامَةِ الا حَدَّثْتُكُمْ.

از أنس نقل شده است كه رسول خدا صلى الله عليه وآله فرمود: از هر چه كه تا روز قيامت به وجود مى‏آيد و اتفاق مى‌افتد، سؤال نمى‏كنيد؛ مگر اين كه تمام آن‌ها را پاسخ مى‏گويم.

الشيباني،  ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاى241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج3، ص107، ح12063، ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر.

اين روايت نيز از نظر سندى هيچ اشكالى ندارد و تمام راويان آن از روات بخارى و مسلم هستند.

طبق اين دو روايت، رسول خدا صلى الله عليه وآله و اميرمؤمنان عليه السلام، از تمام اتفاقات و حوادث آينده خود، تا روز قيامت آگاه بوده‌اند و اگر كسى از آن سؤال مى‌كرد، قطعا پاسخ مى‌شنويد.

با اين وجود آيا شايسته است كسانى ديگرى جانشين رسول خدا صلى الله عليه وآله شوند كه حتى ساده‌ترين مسائل و احكام شرعى خود را نمى‌دانسته‌اند؟

 

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتى حضرت ولى عصر

+ نوشته شده توسط خیرالبریه در جمعه 30 دی1390 و ساعت 4 بعد از ظهر |

ولایت و امامت عامه از دیدگاه قرآن

در ولایت و امامت عامه ، از اصل لزوم و ضرورت یک رهبر و پیشوا برای جامعه بحث می شود . از آنجا که انسان ، موجودی اجتماعی است ، داشتن مقتدا برای ایجاد نظم و ترقّی افراد جامعه و اجتماع ، از نظر عقل ، ضرورت دارد . که برخی از ادله عقلی آن را ذکر کردیم . بر همین اساس است که می گویند : « همیشه در هر عصر و زمان ، باید امام و پیشوایی در میان مردم از سوی خدا باشد ؛ خواه مقام نبوت و رسالت را هم دارا باشد و یا تنها مقام ولایت را داشته باشد .»(ناصرمکارم شیرازی ، پیام قرآن ج 9 ص43)

حال سئوال مطرح این است ، آیا قرآن چنین مطلبی را تأیید می کند ؟ یا خیر ؟

در جواب می گوییم ؛ قرآن کریم وجود امام و پیشوا را در هر عصر مانند عقل تایید می کند ، در این باره به آیات متعدد می توان تمسّک کرد که به برخی از این آیات اشاره می کنیم :

1- « یوم ندعوا کلّ أناس بإمامهم » ( اسراء /71) ؛ یعنی روزی که همه مردم را با امامشان احضار می کنیم.

از ظاهر این آیه استفاده می گردد که پست امامت ، پستی نیست که دوره ای از دوره های بشری و عصری از اعصار از آن خالی باشد ، بلکه در تمام ادوار باید وجود داشته باشد ؛ مگر این که نسل بشری به کلّی از روی زمین برچیده شود .(طباطبایی ، المیزان ، ج1 ص 413 )


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خیرالبریه در دوشنبه 25 مرداد1389 و ساعت 3 بعد از ظهر |

ردّیّه بر کتاب « بررسي علمي در احاديث مهدي »

دشمنان مذهب تشیع از دیر هنگام از تمام فرستها برای نابودی این تفکر ناب محمدی کوتاه نیامدند و همواره با شیواهای مختلف که ستون تمام آنها دروغ می باشد سعی به تخریب اسلام واقعی همت گماشته اند . مخصوصا در زمان ما که تفکر ناب محمدی یعنی شیعه علوی سریعا در حال رواج بین جوانان سرتاسر جهان این حملات بیشتر و بیشتر شده است .اما فضل خداوند همیشه همراه تشیع بوده و عنایات خاصه مولا امام زمان روحی له فداء شامل این فرقه حقة شده است و روز به روز شاهد درخشش شیعیان علی همچون ستاره ی در آسمان علم و دانش و فضل هستیم .راست گفت خداوند عزوجل « یریدون ان یطفئوا نورالله بافواههم و الله متم نوره ولو کره الکافرون » .

مدتی پیش از طریق یکی از دوستان کتابی (البته CD آن) با عنوان «بررسي علمي در احاديث مهدي» که تفکر مهدویت را مورد هجوم قرار داده است . لذا برخود لازم دیدم ( با آنکه از لحاظ علمی کتاب پر مغزی نمی باشد ) به اکاذیب و تهمتهای موجود در آن پاسخ داده و دروغ گفتار وی را برای جوانان عزیز آشکار کنم . ان شاء الله .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خیرالبریه در دوشنبه 25 مرداد1389 و ساعت 3 بعد از ظهر |

مقاطع من الخطبه الشقشقيه‏

بعد قوله عليه السلام: «أما و اللَّه لقد تقمّصها ابن أبي قحافة، و إنَّه ليعلم أنَّ محلّي منها محلُّ القطب من الرحى، ينحدر عنّي السيل، و لا يرقى إليَّ الطير، فسدلت دونها ثوباً، و طويت عنها كشحاً، و طفقت أرتئي بين أن أصول بيدٍ جذّاء، أو أصبر على طخية عمياء، يهرم فيها الكبير، و يشيب فيها الصغير، و يكدح فيها مؤمن حتى يلقى ربَّه، فرأيت أنَّ الصبر على هاتا أحجى، فصبرت و في العين قذى، و في الحلق شجى، أرى تراثي نهباً، حتى مضى الأوّل لسبيله فأدلى بها إلى ابن الخطّاب بعده.

ثمّ تمثّل بقول الأعشى:

          شتّان ما يومي على كورها      ***       و يوم حيّان أخي جابر


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خیرالبریه در دوشنبه 16 شهریور1388 و ساعت 1 بعد از ظهر |

احادیث العجیبة فی التوحید من الوهابیة

* رؤیة الله

مسألة التوحید هی اصل مشترک بین جمیع الادیان السماویة ، و اهتم الاسلام بهذه المسألة اهتماماً بالغا و اعارها الاهمیة الخاصة اکثر من سائر الادیان ، ولکن نلاحظ فی کتب القوم ان هذه المسالة قد امتزجت بتحریفات ، منها رؤیة الله تعالی الذی یقولون ان فی الیوم الموعود کل مسلم یتمکن ان یری الله عزوجل و هذا کما تعلمون خلاف نصوص القرآنیة .

و لکم بعض من هذه الروایات :

1- عن جریر قال : کنا جلوساً عند النبی صلی الله علیه و اله و سلم فنظر الی القمر لیلة البدر فقال : انکم سترون ربکم کما ترون هذا القمر ، لاتضامون فی رؤیته فان استطعتم ان لاتغلبوا علی صلاة قبل طلوع الشمس و قبل غروبها فافعلوا ، ثم قراء و سبح بحمد ربک قبل طلوع الشمس و قبل الغروب . ( اخرجه البخاری و مسلم فی صحیحیهما فی ابواب متعددة و باسانید مختلفة منها ؛ صحیح البخاری 1/145 کتاب الصلاة باب فضل صلاة العصر و باب فضل صلاة الفجر و ... ؛ و صحیح مسلم کتاب الصلاة باب 37 و ...)

2- عن ابی هریرة : اناسا قالوا : یا رسول الله هل نری ربنا یوم القیامة ؟ قال صلی الله علیه و اله و سلم : هل تمارون فی القمر لیلة البدر لیس دونه سحاب ؟ قالوا : لا یا رسول الله . قال : فهل تمارون فی الشمس لیس دونها سحاب ؟ قالوا : لا . قال : فانکم ترونه ... . (صحیح البخاری کتاب الصلاة باب فضل السجود و ... )

3- عن جریر بن عبدالله قال رسول الله صلی الله علیه و اله : انکم سترون ربکم عیاناً . (صحیح البخاری کتاب التوحید باب وجوه یومئذ ناظرة )

4- عن صعیب عن النبی صلی الله علیه و اله و سلم : قال : اذا دخل اهل الجنة ، قال : یقول الله تبارک و تعالی : تریدون شیئا ازیدکم ؟ فیقولون : الم تبیض وجوهنا ؟ الم تدخلنا الجنة و تجنبنا من النار ؟ قال : فیکشف الحجاب ، فما اعطوا شیئا احب الیهم من النظر الی ربهم عزوجل . (صحیح مسلم باب اثبات رؤیة المؤمنین ربهم فی الاخرة )

 

 

 

* علماء السنة یرون الله فی المنام

یقول الحافظ ابن العربی المالکی فی شرحه علی سنن الترمذی :«و قد کان الاستاذ ابواسحاق الاسفراینیی شیخ العلما و الزهاد رای الباری فی المنام ، فقال له : رب اسالک التوبة ثلاثین سنة او اربعین سنة و لم تستجب لی ... » ( عارضة الاحوذی 12/117 ط مصر)

و نقل الاشعرانی و ابن الجوزی و الشبلنجی عن احمد بن حنبل انه قال : « رایت رب العزة فی المنام فقلت : یا رب ، ما افضل ما یتقرب به المتقربون الیک ؟ فقال : بکلامی یا احمد ، فقلت : بفهم او بغیر فهم ؟ قال : بفهم و غیر فهم . (طبقات الشعرانی 1/44 ؛ مناقب احمد بن حنبل ص 434 – نور الابصار ص 248)

 

* تنبیه : رأی الشیعة فی رؤیة الله

یعتقد ائمة الشیعة ای اهل البیت النبی صلی الله علیه و اله و سلم بان رؤیة الله فی الدنیا أو الاخرة و بالعین المجرده تعد من الامور المستحیلة و تبعهم فی ذلک الشیعة المتعلمون بعلوم اهل بیت النبی و قالوا باستحالتها و ان الله اجل و اکبر من ان یکون کالاجسام المادیة مثل الشمس و القمر التی تدرک بالانعکاسات الصوتیة .

 

* الدلائل القرآنیة علی نفی الرویة الله تعالی

فی القرآن الکریم آیات متعددة تنفی رؤیة الله و تستحیلها ، منها :

1- فی سورة الأنعام : « لاتدرکه الابصار و هو یدرک الابصار و هو اللطیف الخبیر » (الانعام /102)

قال الطبرسی : الادراک متی قرن بالبصر لم یفهم منه الا الرؤیة و علیه اذا قال احد : ادرکته ببصری و ما رایته  متضاد ، لان الادراک لا یکون بالعین . (مجمع البیان 4/344 )

2- فی سورة البقرة : « و اذ قال موسی لقومه یا قوم انکم ظلمتم انفسکم باتخاذکم العجل فتوبوا الی بارئکم فاقتلوا انفسکم و ذلکم خیرلکم عند بارئکم فتاب علیکم انه هو التواب الرحیم و اذ قلتم یا موسی لن نؤمن لک حتی نری الله جهرة فاخذتکم الصاعقة و انتم تنظرون » (البقرة 54 ، 55 )

هاتان الایتان المتعاقبتان و المتتالیتان فیهما الدلالة التامة علی استحالة رویة الله عزوجل لان الایة الاولی صریحة فی عذاب الذین عبدوا العجل فالزمهم الله بالتوبة و قیدها بقتل النفس الانتحار کفارة لذنبهم ، و الایة الثانیة صریحة کذلک فی معاقبة الذین ارادوا  رویة الله تعالی و ان عقابهم هو نزول الصاعقة و البلا السماوی علیهم .

و ترشدنا الایتان معا بکل وضوح و بیان الی حقیقة و هی : ان طلب رویة الله یعتبر من الذنوب الکبیرة و یوجب نزول العذاب السماوی کما ان عبادة العجل کفر و ارتداد و موجبة للعذاب .

و الجدیر بالذکر ان فی کل الایات التی اشیر فیها الی سئوال بنی اسرائیل رویة الله و طلبهم المستحیلات جاء ذکر العذاب و العقاب عقیب السئوال بتعابیر بلاغیة و جمل مختلفة ، و ما ذلک الا لکون هذا السئوال ذنبا کبیرا و جریمة عظیمة . قال تعالی :«یسئلک اهل الکتاب ان تنزل علیهم کتابا من السماء فقد سالوا موسی اکبر من ذلک فقالوا ارنا الله جهرة فاخذتهم الصاعقة بظلمهم » (النساء 153)

و قال تعالی : « وقال الذین لایرجون لقانا لولا انزل علینا الملائکة او نری ربنا لقد استکبروا فی انفسهم و عتوا عتوا کبیرا » (الفرقان 21) .

و علی هذا الاساس فلو کانت رویة الله ممکنة کما یعتقد اهل السنة القائلون بامکانها و یدعون بان رویته تعالی و النظر الیه فی القیامة هی من اعظم ما ینعم الله علی عباده فی الجنة ، و اکبر ما یعطونه من الفضل و اللطف الالهی فی القیامة لما کان السئوال بتحققها و ایقاعها استکبارا و عتوا و تمردا عن امر الله .(أضواء علی الصحیحین ص 150)

و فی قرآن آیات عدیدة اخری تنفی الرویة نفیا قاطعا ، ولکن اکتفینا بذکر هاتین الآیتین کشاهدین و نموذجین .

 

* ان لله تعالی اماکن متعددة

1- عن عبدالله بن عمر : ان رسول الله صلی الله علیه و اله رای بصاقا فی جدار القبلة فحکه بیده ، ثم اقبل علی الناس فقال : اذا کان احدکم یصلی فلا یبصق قبل وجهه ، فان الله قبل وجهه اذا صلی . (صحیح البخاری ج 1 کتاب الصلوة باب حک البزاق بالید من المسجد ؛ صحیح مسلم ج 2 باب النهی عن البصاق فی المسجد فی الصلوة و ... )

2- عن عبدالله قال : بینا النبی صلی الله علیه و اله رأی فی قبلة المسجد نخامة فحکها بیده ، ثم قال : ان احدکم اذ کان فی الصلوة فان الله حیال وجهه ، فلا یتخمن حیال وجهه فی الصلوة . (صحیح البخاری ج 1 کتاب الصلوة باب هل یلتفت لامر ینزل و ج 8 کتاب الادب باب ما یجوز من الغضب و الشدة لامر الله)

3-عن ابن عباس بن عبدالمطلب قال : کنت فی البطحاء فی عصابة ، فیهم رسول الله صلی الله علیه و اله فمرت به سحابة فنظرالیها ، فقال : ما تسمون هذا ؟ قالوا : السحاب ، قال : و المزن ؟ قالوا : والمزن ، قال : والعنان ؟قالوا : والعنان .

قال : ابوداود لم اتقن العنان جیداً ، قال صلی الله علیه و اله هل تدرون ما بین السماء و الارض ؟ قالوا :     لاندری ، قال : بعد ما بینهما اما واحدة ، او اثنتان ، او ثلاث و سبعین سنة ثم السماء فوقها کذک حتی عدد سبع سماوات ثم فوق السابعةحجر ، بین اسفله و اعلاه مثل ما بین سماء الی سماء ، ثم فوق ذلک ثمانیة أو عال ،  بین اظلافهم و رکبهم مثل ما بین سماء الی سماء ثم علی ظهورهم العرش ، بین اسفلة و اعلاه مثل ما بین سماء الی سماء ثم الله تبارک و تعالی فوق ذلک !!! ( سنن ابی داود ج4 باب فی الجهمیة )

4- عن ابن مسعود قال : بین السماء الدنیا و التی تلیها خمسمأة عام و بین کل سماء و سماء خمسمأة عام و العرش فوق الماء ، و الله فوق العرش ، لا یخفی علیه شئ من اعمالکم (کتاب التوحید ، محمد بن عبدالوهاب ط قاهره 1376 ص 212 )

5-عن ابی رزین قال : قلت یا رسول الله صلی الله علیه و اله این کان ربنا قبل یخلق خلقه ؟قال : کان فی غماء ، ما تحته هواء ، و ما فوقه هواء ، و ما ثم خلق عرشه علی الماء . ( سنن ابن ماجه ج1 باب فیما انکرت الجهمیة )

*ان الله تبارک و تعالی یضحک

1 - ... فیقول الله او لیس قد زعمت ان لاتسئلنی غیره ؟ ویلک یا ابن آدم ما اعذرک ؟ فیقول : یا رب لاتجعلنی اشقی خلقک فلایزال یدعو حتی یضحک الله !!! فذا اضحک منه اذن بالدخول فیها . (صحیح البخاری ج5 کتاب مناقب الانصار باب ویؤثرون علی انفسهم )

2- فلما اصبح غداً الی رسول الله صلی الله علیه و اله فقال : ضحک الله اللیلة أو عجب من فعالکما. (صحیح البخاری ج5 کتاب مناقب الانصار باب ویؤثرون علی انفسهم )

3- عن ابی هریرة : ان رسول الله صلی الله علیه و اله قال : یضحک الله الی رجلین یقتل احدهما الاخرة فکلاهما یدخل الجنة فقالوا : کیف یا رسول الله صلی اله علیه و اله ؟ قال صلی اله علیه و اله یقاتل هذا فی سبیل الله عزوجل فیستشهد ، ثم یتوب الله علی القاتل ، فیسلم فیقاتل فی سبیل الله . (صحیح مسلم ج6 باب بیان الرجلین یقتل احدهما الاخر یدخلان الجنة )

 

* ان الله ینزل من السماء

یقول ابی هریرة : ان رسول الله صلی اله علیه و اله قال : ینزل ربنا تبارک و تعالی من کل لیلة الی سماء الدنیا ، حین یبقی ثلث اللیل الاخر ، فیقول : من یدعونی فأستجیب له ؟ و من یسألنی فأعطیه ؟ و من یستغفرنی فاغرله ؟! (صحیح البخاری ج2 کتاب التهجد باب الدعاء و الصلوة فی آخر اللیل )

و ایضاً عنه یقول : قال رسول الله صلی اله علیه و اله : ینزل الله فی السماء الدنیا لشطر اللیل ، او لثلث اللیل الاخر ، فیقول : من یدعونی فأستجیب له أو یسألنی فاعطیه ثم یقول : من یقرض غیر عدیم و لاظلوم ؛ حدثنا هارون بن سعید ، بهذا الاسناد ... و زاد ثم یبسط یدیه تبارک و تعالی یقول : من یقرض غیر عدوم و لاظلوم . (صحیح مسلم ج2 باب الترغیب فی الدعاء و الذکر و آخر اللیل )

* ان الله جنبا لعبده

اخرج شیخان فی صحیحهما و ابن ماجة فی سننه ، بان الله یقف کتفا الی کتف عبده و محاذیا الیه .

عن صفوان بن محرز قال : بینا ابن عمر یطوف ، اذ عرض رجل فقال : یا اباعبدالرحمن او قال : یا ابن عمر ، اسمعت ( النبی صلی اله علیه و اله) فی النجوی ؟ فقال سمعت النبی صلی اله علیه و اله یقول : یدنی المومن من ربه و قال : یا هشام یدنو المومن ، حتی یضع الله علیه کنفه فیقرره بذنوبه ، تعرف ذنب کذا ؟ یقول : اعرف ، یقول رب اعرف مرتین فیقول : سترتها فی الدنیا و اغفرها لک الیوم . (صحیح البخاری 3/168 کتاب المظالم و الغصب باب قوله تعالی : «الا لعنة الله علی الظالمین » ؛ صحیح مسلم ج 8 باب قبول توبة القاتل ؛ سنن ابن ماجه 1/65 المقدمة باب 13 باب فیما انکرت الجهمیة )

 

 

 

+ نوشته شده توسط خیرالبریه در یکشنبه 15 شهریور1388 و ساعت 2 قبل از ظهر |
التوسل حقیقة لا یمکن انکارها

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد الله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین و علی اله الطیبین الطاهرین المعصومین .

اما بعد ؛ اخی القاری ، من موارد الاختلاف بین الوهابین و سایر المسلمین سنة و شیعة مسألة التوسل بأنبیاء الله و اولیائه . و قد حاولت معالجتها فی هذه الرسالة المختصرة . و ادعو الله تعالی ان یجمع الامة الاسلام علی الخیر و اصلاح . ان شاء الله .                                                                
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خیرالبریه در چهارشنبه 13 خرداد1388 و ساعت 2 بعد از ظهر |

بررسي اسناد زيارت عاشورا

 

استحباب خواندن زيارت عاشورا ، از مسائلي است كه تمامي علماي شيعه در طول تاريخ بر آن اتفاق داشته‌ و حتي و بر خواندن روزانه آن اصرار نموده‌اند كه اين بهترين شاهد و دليل بر صحت إسناد آن به معصوم عليه السلام است .

 

بي شك چنين روايتي كه تمامي علماي شيعه از قديم الأيام تا كنون به آن عمل كرده و بر خواندن آن اصرار داشته‌اند ، بي نياز از بررسي سندي است ؛ اما در عين حال سعي مي‌كنيم در اين مقاله به صورت مختصر سند آن را نيز مورد بررسي و  تحقيق قرار دهيم .

 

مصدر اصلي اين زيارت نامه ، دو كتاب معتبر ؛ يعني كامل الزيارات تأليف جعفر بن محمد بن قولويه قمي  و مصباح المتهجد شيخ طوسي رضوان الله تعالي عليهما است و اين دو بزرگوار تقريباً با شش سند اين زيارت را نقل كرده‌اند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خیرالبریه در شنبه 16 شهریور1387 و ساعت 12 بعد از ظهر |

چرا پيامبر اسلام (ص) با عايشه و حفصه ازدواج كردند ؟

پاسخ :

در مورد اين ازدواج پاسخ هاي فراوان داده شده است :

پاسخ نقضي و اجمالي :

در ابتدا مي توان پاسخي نقضي داد که :

رسول خدا طبق نظر اهل سنت علم غيب ندارد :

طبق نظر اهل سنت پيغمبر علم غيب ندارد و ازدواج و يا دوستي وي با کسي نمي تواند دليل بر صحت عقايد و رفتار وي باشد .

علت همان علت ازدواج حضرت نوح و لوط با همسرانشان بوده است :

حتي اگر بگويند رسول خدا وي را مي شناخته و با وي ازدواج کرده است ، علت ازدواج را همان علت ازدواج حضرت نوح و حضرت لوط با همسرانشان مي دانيم . با اينکه در قرآن کريم آمده است  که همسر ِ حضرت نوح و نيز همسر حضرت لوط ، همراه و همنظر با دشمنان ايشان بوده اند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خیرالبریه در سه شنبه 29 مرداد1387 و ساعت 6 بعد از ظهر |
چرا شیعیان در اذان و اقامه خود جمله «اشهد ان علی ولی الله » را میگویند؟

پاسخ:

بسیاری از شیعیان این عبارت را در هنگام اذان ، بر زبان می آورند ، در ابتدا باید گفت که اجماع شیعیان بر استحباب این شهادت است ؛ اما در مورد علت استحباب آن اختلاف دارند :

نظر علمای شیعه در مورد استحباب شهادت ثالثه «أشهد أن علیا ولی الله»:

در این زمینه دو نظر موجود است :


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خیرالبریه در شنبه 19 مرداد1387 و ساعت 1 قبل از ظهر |

پاسخ به شبهات آیه سأل سائل

اشكالات صاحب (المنار) به روايتى در شاءن ولايت اميرالمؤ منين  علیه السلام
و در تفسير المنار از تفسير ثعلبى نقل مى كند كه گفته است : اين گفتار رسول الله (صلى الله عليه و آله ) همه جا و در همه بلاد منتشر شد، تا به گوش حارث بن نعمان فهرى رسيد، حارث بى درنگ شتر خود را سوار شد و شرفياب حضور رسول الله گرديد، و آن حضرت آن موقع در ابطح بودند، حارث از شتر خود فرود آمده و بند بر پاى آن نهاد و نزديك شد، آنگاه روى به آن جناب نموده و در حالى كه آن حضرت در بين جمعى از اصحابش بود عرض كرد: يا محمد! تو از ناحيه پروردگارت به ما دستور دادى كه به وحدانيت خداوند و رسالت تو شهادت دهيم ، ما نيز پذيرفتيم ، آنگاه به ما گفتى چه و چه (و همه احكام را ذكر كرد) و ما قبول كرديم ، و اين همه اطاعت از ما تو را كفايت نكرد تا دو بازوى پسر عمت را كشيده و او را بر همه ما سرورى دادى ، و گفتى : هر كه من مولاى اويم على مولاى او است ، اينك آمده ام از تو بپرسم داستان سرورى پسر عمت از ناحيه خود تو است يا از ناحيه خداست ؟ .
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خیرالبریه در شنبه 12 مرداد1387 و ساعت 3 بعد از ظهر |

گفتن آمين بعد از ولاالضالين چه اشكالي دارد ؟ 

پاسخ :

 پاسخ اجمالي :

 1 . نماز از عبادات است و به اتفاق تمامي مذاهب اسلامي ، توقيفي است ؛ بنابراين اضافه كردن و يا كم كردن چيزي از آن با استناد به رواياتي ضعيف ، جايز نيست ؛

2 . ائمه اهل بيت عليهم السلام ، به پيروان خود به منظور حفظ سنت جدشان دستور ترك آمين را داده‌اند و اهل بيت عليهم السلام يكي از دو ثقلي هستند كه پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله وسلم ) پيروي و اطاعت بي قيد و شرط از آن‌ها را بر همه مسلمين واجب كرده است ؛ (قال سألت أبا عبد الله (عليه السلام) أقول إذا فرغت من فاتحة الكتاب آمين ؟ قال لا .)  تهذيب الأحكام ، ج2 ،‌ ص74 ،‌ شماره 44 .

3 . علما و بزرگان اهل سنت در جواز و يا عدم جواز گفتن آمين با يكديگر اختلاف دارند و حتي از هر كدام از ائمه اربعه اهل تسنن چندين قول در اين باره نقل شده است كه خود اين نشانگر عدم تماميت رواياتي است كه در باره آمين نقل شده است  .

4 . اهل تسنن ، روايت صحيحي براي اثبات اين مطلب ندارند ؛ چرا كه بسياري از روايات به ابوهريره برمي‌گردد و وي به اتفاق اهل سنت از مدلسين بوده و نيز عمر بن الخطاب او را دشمن خدا ، دشمن كتاب خدا و دزد مي‌داند (يا عدوّ الله وعدوّ كتابه، أسرقت مال الله؟! . تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 4 ص 356 و البداية والنهاية ، ابن كثير ، ج 8 ص 121) (لتتركن الحديث عن رسول الله صلى الله عليه وسلم ،  أو لألحقنك بأرض دوس ! . سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 2 ، ص 600 601 ) .

و همچنين امير المؤمنين عليه السلام او را دروغگوترين فرد در نقل حديث از پيامبر مي‌داند (ألا إن أكذب الناس ، أو قال : أكذب الاحياء ، على رسول الله صلى الله عليه وآله أبو هريرة الدوسي . شرح نهج البلاغه ، ابن أبي الحديد ، ج4 ، ص68 .) .

 و يا اين روايات به سفيان ثوري بر مي‌گردد كه وي نيز از مدلسين مشهور كه تدليس وي نيز از نوع تدليس تسويه بوده كه از ديدگاه اهل تسنن بدترين نوع تدليس است . (قال الخطيب وكان الأعمش وسفيان الثوري يفعلون مثل هذا قال العلائي وبالجملة فهذا النوع أفحش أنواع التدليس مطلقا وشرها ؛ تدريب الراوي ، ج1 ، ص187 .  ) .

  بقيه روايت‌ها نيز همگي ضعيف السند هستند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خیرالبریه در پنجشنبه 10 مرداد1387 و ساعت 11 بعد از ظهر |

دليل شيعه در ذكر «حى على خيرالعمل» در اذان چيست؟ و در نقد شيوه اهل سنت به حذف اين فقره از اذان به چه دلايلى استدلال مي‏كنند؟

  پاسخ

مسلمانان در اين كه در اذان بعد از «حيّ على الفلاح»، دو بار «حيّ على خير العمل» گفته شود، اختلاف دارند. اهل سنت قائل به عدم جواز آن در اذان و اقامه‏اند. برخى نيز آن را مكروه مي‏دانند، ولى اهل بيت(ع) و شيعيانشان، اين قسمت را جزء اذان و اقامه مي‏دانند، كه بدون آن اذان باطل است. از آن جا كه اذان و اقامه از موضوعاتى است كه مسلمين روزى چندين بار با آن سر و كار دارند، شايسته بررسى است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خیرالبریه در شنبه 25 خرداد1387 و ساعت 7 بعد از ظهر |
متعه در کتابهای اهل سنت

بسم الله الرحمن الرحیم

 

الف- از ابي رجاء نقل شده كه مي‌گويد: آيه متعه در كتاب خدا نازل شده و رسول خدا r ما را به انجام آن  امر فرمود و آيه‌اي كه آن را نهي و نسخ نموده باشد نيز نازل نشده است و بعداً مردي براي خودش گفت آنچه مي‌خواست([1])

ب- در زمان رسول خدا (ص)  ما متمتع مي‌شديم  و مردي هر آنچه مي‌خواست براي خودش گفت([2])

ج- از جابر بن عبد الله نقل شده است؛ ما در زمان رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) و ابوبكر با يك مشت خرما متعه مي‌نموديم، تا آنكه عمر آنرا نهي كرد. ([3])

د- از عروة بن زبير نقل است، كه خوله دختر حكيم وارد بر عمر شده وگفت: ربيع بن اميه زني را متعه نمود و آن زن آبستن شد. پس عمر بيرون رفت در حالي كه عبايش را از ناراحتي مي‌كشيد گفت؛ اين متعه است، اگر من جلوتر دربارة آن رأي داده بودم، هر آينه او را سنگسار مي‌كردم.( [4])

و- از حكم پرسيدند آيا آية متعة نساء منسوخه است؟ گفت: خير. و علي u فرمود: اگر عمر نهي از متعه نكرده بود، كسي زنا نمي‌كرد مگر شقي و جنايتكار.([5])

ش- از ابي‌جريج نقل است كه ابن عباس مي‌گفت؛ خداوند بر عمر رحم كند، متعه نبود مگر رحمتي از خدا كه به سنّت آن  بر امت محمّد (ص) ترحم كرده بود و اگر عمر آنرا نهي نمي‌كرد، كسي محتاج به زنا نمي‌شد مگر اندكي از مردم پست وبدبخت ([6] )

ك- از ابي سعيد خدري و جابر بن عبد الله انصاري نقل شده است، ما تا نيمي از خلافت عمر، متعه مي‌نموديم تا آنكه عمر مردم را از آن كار منع كرد.([7])

هـ- ابي رشد مي‌گويد: ما در زمان رسول خدا (ص) و ابوبكر و نيمي از خلافت عمر متعه مي‌نمودم  سپس عمر مردم را از آن نهي كرد([8])

1  - صحيح مسلم، جلد اول، ص 474 ، و قرطبي، جلد دوم، ص 365.

2 صحيح بخاري، جلد سوم، ص 151.

3 صحيح مسلم، جلد اول، ص 395، تيسير الوصول ابن ربيع، جلد چهارم، ص262، فتح الباري ابن حجر، جلد 9، ص 141.

4- مالك در موطا، جلد 2، ص 30، شافعي در كتاب ام، جلد7، ص 219، بيهقي در سنن الكبري، ج 7، ص 206.

5- تفسير طبري، ج 5، ص 9، تفسير ثعلبي، تفسير رازي، جلد 3، ص 200، تفسير ابي حيان، ج 3، ص 218، تفسير نيشابوري الدر منثور، ج 2، ص 140.

6- احكام القرآن جصاص، ج 2، ص 179، بدايه المجتهد ابن رشد، ج 2، ص 58، النهايه ابن اثير، ج 2، ص 249، تاج العروس، ج 10، ص 200.

7- عمدة القاري، ج 8 ، ص 310.

8- بدايه المجتهد، ج 3 ، ص 58.

9- البيان والتبيين جاحظ، جلد 2، ص 223، احكام القرآن جصاص، جلد 1، ص 342 و ص 345، وجلد 2، ص 714، تفسير قرطبي، جلد 2، ص 370، ضوء الشمس، جلد2، ص 94، ابي صالح وطحاوي، ص 294.

 



 

         

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط خیرالبریه در چهارشنبه 11 اردیبهشت1387 و ساعت 10 بعد از ظهر |

بیانی در مورد مصحف فاطمه علیها السلام

سئوال :  نظر شما شیعیان در مورد مصحف فاطمه چه می باشد ؟

سئوال کننده : برادر عمر علی دوست


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خیرالبریه در یکشنبه 1 اردیبهشت1387 و ساعت 10 بعد از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحیم

بررسی اسناد خطبه شقشقیه

عدّه ای می گویند این خطبه را سیّد رضی (ره) نوشته و به امام علی علیه السلام نسبت داده است . این بیانی ناپسند و اشتباهی آشکار است زیرا : اوّلاً : شیعیان عوام به خود اجازه نمی دهند  کلامی که از معصومین نیست را به آنها نسبت دهند  و آن را گناهی بزرگ و حتّی مبطل روزه می دانند چه برسد به عالم جلیل القدری چون سیّد رضی (ره) .        ثانیاً : اسناد و مدارکی در دست می باشد که  معلوم می کند این خطبه قبل از تولد سید رضی (ره) در کتابها موجود بوده است . علامه امینی در کتاب شریف الغدیر در جلد 7 صفحه 98 الی 103 بیست و هشت سند را برای این خطبه آورده اند که از بین آن اسناد ، هشت سند مربوط به قبل از به دنیا آمدن سید رضی (ره) می باشد.

ثالثاً : داستانی را از ابن ابی الحدید در شرح خود بر نهج البلاغه آورده که بطور واضح معلوم می کند این خطبه از حضرت علی علیه السلام است .

ایشان در آخر شرح خود بر این خطبه می نویسد : استادم ابوالخیر مصدّق ابن شبیب واسطی که در سال 603 ه از دنیا رفته است به من گفت : این خطبه را شیخ ابومحمد عبدالله بن احمد معروف به ابن خشّاب قرائت کردم و زمانی که به آخر خطبه رسیدم که ابن عباس می گوید : به خدا قسم به چیزی تأسف نخورده ام مثل قطع کردن این خطبه از طرف امیرالمؤمنین که نتوانست آن را ادامه دهد . ابن خشاب گفت : اگر من این سخن را از ابن عباس شنیده بودم به او می گفتم : آیا چیزی در دل پسر عمویت باقی مانده بود که آن را در این خطبه نگفته باشد تا اینکه افسوس بخوری که چرا امام ، خطبه را تا آنجا که می خواست نرساند ؟ به خدا قسم او در این خطبه از همه کس به جز پیامبر(ص) سخن گفته و چیزی را جا نگذاشته است .

استادم مصدق گفت : ابن خشاب مردی شوخ طبع بود ، به همین دلیل  به وی گفتم : یعنی شما می گویید این خطبه را ساخته اند و به آن حضرت نسبت داده اند . ابن خشاب گفت : نه ! به خدا قسم من یقین دارم تمام آن سخنان از علی علیه السلام است همانطور که می دانم نام تو مصدق است  .

گفتم : بسیاری از مردم (اهل سنت ) می گویند خطبه شقشقیه را سید رضی ساخته و از سخنان اوست . ابن خشاب گفت : کجا رضی و غیر رضی می توانند چنین حال و اسلوبی در سخن داشته باشند . ما نوشته های رضی را دیده ایم و او را نوشتن می شناسیم و آنچه در این خطبه هم آمده ، دیده ایم . به خدا قسم این خطبه را ددویست سال قبل از تولد سید رضی که در کتابهایی نوشته شده بود ، دیده ام و می دانم به خطّ کدامیک از علماء یا اهل ادب است قبل از اینکه ابو احمد پدر رضی متولد شود . مصدق بن ابی شبیب گفت : به ابن خشاب گفتم : من نیز بسیاری از این خطبه را در کتابهای ابوالقاسم بلخی ، رهبر دانشمندان معتزله بغداد که در زمان حکومت مقتدر خلیفه عباسی و قبل از ولادت سید رضی زندگی می کرد و بسیاری از آن خطبه را در کتاب ابوجعفر بن قبّه یکی از علمای عقائد و مذاهب شیعه که معروف به کتاب الانصاف است نیز دیده ام وی از شاگردان شیخ ابوالقاسم بلخی بود و در آن زمان که سید رضی متولد شد از دنیا رفت . ( شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 1 ص 118 )

نکته : از اینکه ابوجعفر بن قبّه شاگرد یزرگ معتزلی ها می باشد طبق نص ابن ابی الحدید ، باید در شیعه بودن ابوجعفر شک کرد .

 

 

 

+ نوشته شده توسط خیرالبریه در دوشنبه 26 فروردین1387 و ساعت 3 بعد از ظهر |

جمع میان دو نماز                                                                                                                                                    

     نماز  ، مهمترین راه ارتباطی  خلق با خالق، بهترین برنامه تربیتی نفوس بشری ، زیباترین عبادت و وسیله قرب الی الله است . الصلاه قربان کلی تقی (1)  پیامبر نماز را مایه روشنی چشم خود می دانست و می فرمود : « قره عینی فی الصلاه » (2)     

در جای دیگر می فرماید :« الصلوه معراج مؤمن » (3) .                                                                                                      


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خیرالبریه در سه شنبه 20 فروردین1387 و ساعت 2 بعد از ظهر |

چرا نام اهل بیت در قرآن نیامده است ؟

 

گاهی در بعض اذهان خطور می کند و احیاناً سؤال هم می شود که چرا در قرآن ، صریحاً اسمی از امام امیرالمؤمنین علی علیه السلام نیامده است و حال آنکه معتقدیم : اصیل ترین مسائل در دین ما ، مسأله ی ولایت و امامت علی علیه السلام است .                  در پاسخ به این سؤال چند جواب به صورت خلاصه ذکر می کنیم :                      

1- قرآن کریم ، کتابی است آسمانی که در کلیّات اموری که متکفل سعادت بشر در دنیا و آخرت است بیان گردیده ، و شرح اسرار و دقایق و حقایق و جزئیات آن به نبی اکرم (ص) واگذر گردیده است . همان طور که تفصیل همه آیات در تمامی ابواب به عهدة آن حضرت محوّل شده ، تشریح آیات امامت نیز به او واگذار شده است . خداوند متعال گفتار رسول خود را به طور مطلق امضا کرده است ، آنجا که می فرماید : « أنزلنا إلیک الذکر لتبیّن للناس ما نُزّل إلیهم » (نحل / 44)  پس آنچه که ایشان بفرماید حجت است و جای بحث نیست .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خیرالبریه در دوشنبه 12 فروردین1387 و ساعت 2 بعد از ظهر |

حقيقت رجعت در نزد شيعه :

 

رجعت ، يكي از اتفاقاتي است كه در زمان ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف رخ خواهد داد . بر اساس اين عقيده ، گروهي از مؤمنين براي رسيدن به ثواب نصرت اولياي خدا و ديدن دولتي كه سال‌ها انتظار آن را كشيده‌اند ، بر مي‌گردند تا از ديدن دولت عدل و قسط لذت ببرند . و از طرف ديگر ، گروهي از منافقين كه آمدن اين دولت را انكار كرده و كردار‌هاي زشتي انجام داده‌اند ، باز مي‌گردند تاعقوبت اعمال خويش را در همين جهان بچشند و دچار خفت و خواري شوند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خیرالبریه در چهارشنبه 15 اسفند1386 و ساعت 10 بعد از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

آیه ولایت و پاسخ به شبهات (3)

 

بررسی شبهات

اهل سنت از آنجا که دلالت آیه را بر امامت و ولایت امیرالمومنین علیه السلام قوی دیده اند ، درصدد مقابله با آن برآمده و از راه های مختلف درصدد ایجاد تشکیک در دلالت آن برآمده اند . اینک به یکایک آنها پرداخته و از آنها پاسخ خواهیم داد :


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خیرالبریه در جمعه 26 بهمن1386 و ساعت 10 قبل از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

آیه ولایت و پاسخ به شبهات (2)

 

 

کیفیت استدلال بر امامت

متکلمان و مفسّران امامیه برای نظریه خود دلایل و شواهدی اقامه کرده اند که از جمله آنها اینکه :

الف : کلمه «انما» از ادوات حصر و مفاد آن اثبات و نفی است ؛ یعنی حکم را بر آنچه پس از انما ذکر شده اثبات می کند و از آنچه ذکر نشده نفی می کند . وقتی گفته می شود :« انما زید عالم » مفاد آن این است که زید دارای صفت علم است و صفت کمال دیگری ندارد.

خطیب قزوینی در « تخلیص المفتاح » گفته است :«یکی از راه های حصر ، کلمه انما است ؛ چنانکه در حصر موصوف بر صفت گفته می شود : انما قائم زید ؛ زیرا کلمه انما دربر دارنده معنای ما و الا ؛ یعنی نفی و استثناء است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خیرالبریه در پنجشنبه 18 بهمن1386 و ساعت 1 بعد از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

آیه ولایت و پاسخ به شبهات (1)

 

مقدمه

از آیاتی که ما شیعیان همواره برای اثبات امامت امیرالمومنین علی علیه السلام به آن استدلال می کنیم ، آیه ولایت است . خداوند متعال در این آیه می فرماید : ۝ انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاه و یوتون الزکاه و هم راکعون ۝ « تنها ولی و صاحب اختیار شما خدا ، پیامبر او و کسانی هستند که ایمان آوره اند ؛ همان کسانی که نماز را بر پا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند » (سوره مائده / 55)

اما چندی مشاهده کردم بعضی از پیروان سنت عمر مانند اسلاف بی خرد خود چشم دل را بسته اند و سعی کرده اند به زعم خویش اشکالاتی بر این استدلال ما وارد کنند . لذا غیرت دینی بنده من را وا داشت که به دفاع برخیزم و از این استدلال قوی شیعیان دفاع کنم .

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خیرالبریه در پنجشنبه 11 بهمن1386 و ساعت 10 بعد از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحیم

بعضی از دوستان به اسم مستعار بنده یعنی عبدالزهراء اشکال وارد کردند و گفتند شرک می باشد .

در پاسخ می گوییم ؛

عبودیت بمعنی اطاعت است همان طوری که اصحاب معاجم لغت گفته اند مانندلسان العرب در ماده عبد و قاموس المحیط در همان ماده .

پس مقصود از اینکه اسم ها اضافه به عبد شده است برای مثال می گویند عبدالرسول و عبدالزهرا این است که مطیع رسول است ، مطیع زهرا است و این عین تبعیت از قرآن است آنجا که می فرمایید : أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و أولی الامر منکم .

+ نوشته شده توسط خیرالبریه در پنجشنبه 22 آذر1386 و ساعت 12 بعد از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

فتوای تخریب حرم های اهل بیت (ع)

 

 

عبدالله بن عبدالرحمن الجبرین شخصیت دوم علمی و دینی عربستان در روزهای اخیر فتوا به تخریب حرمهای اهل بیت علیهم السلام داده است.
متن عربي اين فتواي غير اسلامي که در سايت عبد الرحمن بن ناصر البراک آمده به شرح ذيل است:

بناء الأضرحة في البقيع

الحمد لله وحده، وصلى الله وسلم على من لا نبي بعده.

فقد استفاضت السنة عن النبي صلى الله عليه وسلم في الصحاح والسنن والمسانيد في النهي عن رفع القبور والبناء عليها وتجصيصها واتخاذها مساجد وتسوية ما رفع منها .

فمن ذلك ما رواه البخاري ومسلم عن عائشة رضي الله عنها أن أم سلمة رضي الله عنها ذكرت لرسول الله صلى الله عليه وسلم كنيسة بأرض الحبشة وما فيها من الصور فقال : (( أولئك إذا مات فيهم الرجل الصالح – العبد الصالح – بنوا على قبره مسجداً وصوروا فيه تلك الصور ، أولئك شرار الخلق عند الله )) .

ولهما عن عائشة رضي الله عنها قالت : (( لما نُزِل برسول الله صلى الله عليه وسلم طفق يطرح خميصة له على وجهه، فإذا اغتم بها كشفها فقال – وهو كذلك – (( لعنة الله على اليهود والنصارى اتخذوا قبور أنبيائهم مساجد )) .

يحذر ما صنعوا ، ولو لا ذلك لأبرز قبره ، غير أنه خُشي أن يُتخذ مسجداً .

وروى مسلم عن أبي هريرة رضي الله عنه أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال: (( لعن الله اليهود والنصارى اتخذوا قبور أنبيائهم مساجد)). ولفظه عند الإمام أحمد قال: (( قاتل الله اليهود والنصارى )).

وروي مسلم عن جندب بن عبد الله رضي الله عنه قال: سمعت النبي صلى الله عليه وسلم قبل أن يموت بخمس وهو يقول: (( إني أبرأ إلى الله أن يكون لي منكم خليل، فإن الله قد اتخذني خليلاً، ولو كنت متخذاً خليلاً لاتخذت أبا بكر خليلاً ، ألا وإن من كان قبلكم كانوا يتخذون قبور أنبيائهم مساجد، ألا فلا تتخذوا القبور مساجد فإني أنهاكم عن ذلك )) وروى الإمام مسلم عن بن مسعود رضي الله عنه عن النبي صلى الله عليه وسلم : (( إن من شرار الناس من تدركهم الساعة وهم أحياء ، والذين يتخذون القبور مساجد )) .


وروى مسلم عن أبي الهياج الأسدي قال : قال لي علي بن أبي طالب رضي الله عنه : ((
ألا أبعثك على ما بعثني عليه رسول الله صلى الله عليه وسلم ؟ ألا تدع صورة إلا طمستها ولا قبراً مشرفاً إلا سويته )) .

فتضمنت هذه الأحاديث على تحريم هذه الأعمال ولعن فاعليها، وأنهم شرار الخلق عند الله ، وفي هذه الأحاديث دلالة على شدة خوف النبي صلى الله عليه وسلم على أمته من أن ترتكب ما ارتكبته الأمم قبلها من اتخاذ قبور الأنبياء والصالحين مساجد، فقد نهى عن ذلك أولاً، ثم نهى عنه قبل أن يموت بخمس ليال، ثم لعن وهو في السياق من فعل ذلك.

فبناء المساجد والقباب على قبور الأنبياء والصالحين من الصحابة والتابعين وأهل البيت المكرمين لقرابتهم من سيد المرسلين صلى الله عليه وسلم، بناؤها من المحدثات في الدين، وقد حدثت في هذه الأمة بعد القرون المفضلة في القرن الرابع في دولة بين بويه الرافضية ، وورث ذلك عنهم فرق الرافضة، فبنيت المشاهد على قبور الأئمة الحقيقية والوهمية ، وقبر الحسين في كربلاء، وقبر موسى الكاظم في الكاظمية في العراق ، وما يعرف بقبر السيدة زينب في سوريا، إلى غير ذلك .

وانتقلت هذه البدعة من الرافضة إلى فرق الصوفية في العالم الإسلامي، فلم يسلم من هذا المنكر العظيم والشر المستطير إلا القليل من بلاد المسلمين، حتى مكة والمدينة أفضل بلاد الله قد كانت فيها القباب على بعض القبور في البقيع والمعلاة، ولكن الله طهرهما من معالم البدعة والوثنية على يد الدولة السعودية السنية السلفية في النصف الأول من القرنين الثالث عشر والرابع عشر، كما تطهر كثير من نواحي الجزيرة العربية .

وقد ساء ذلك طوائف الرافضة والصوفية وغاظهم، لذلك فهم يبغضون هذه الدولة، وما قامت عليه من دعوة الإصلاح والتجديد لمعالم التوحيد، توحيد الله وسنة رسول الله صلى الله عليه وسلم، ويكيدون لها ويسبونها، ولم يكونوا يتفوهون بالتدخل في شؤون المملكة وشؤون الحرمين إلا في السنوات الأخيرة، ومن ذلك التدخل: دعوتهم إلى بناء القباب على أضرحة آل البيت رضي الله عنهم في مكة والمدينة، والرافضة يظهرون ذلك باسم محبة الرسول صلى الله عليه وسلم وأهل بيته، وهم يعلمون أو لا يعلمون أن ذلك مخالف لما جاء به الرسول صلى الله عليه وسلم، واستفاضت به سنته من تحريم البناء على القبور واتخاذها مساجد، وما قام به أمير المؤمنين علي رضي الله عنه طاعة لله ولرسوله صلى الله عليه وسلم من طمس الصور، وتسوية القبور المشرفة، كماتقدم ذكر أدلة ذلك .
فهؤلاء المفتون من الرافضة بوجوب السعي في إعادة بناء قبور أهل البيت في البقيع وصرف الأموال عليها، هؤلاء محادون لله ولرسوله صلى الله عليه وسلم، ومخالفون لشريعته، ومعاندون لأمير المؤمنين علي رضي الله عنه الذي أطاع الرسول صلى الله عليه وسلم، وأمر أبا الهياج الأسدي بما أمره به رسول الله صلى الله عليه وسلم .

فنقول لهؤلاء المفتين ومن وراءهم:

هيهات ! فلن يكون– بإذن الله – ما راموا ، فقد تبين الحق وظهر أمر الله وهم كارهون، ولن تتخلى الدولة السعودية إن شاء الله عن نصرتها لدعوة التوحيد ، ومحاربة الشرك والبدع، وحماية الحرمين عمن يدنسهما، ولكن يجب على ذوي الغيرة والحمية السنية ألا يتهاونوا بالأمر وألا يسكتوا، بل عليهم أن يَحذروا من مكايد العدو المتربص، وأن يكشفوا خططهم، ويرصدوا تحركاتهم للحيلولة بينهم وبين ما يريدون، وعلى علماء هذه البلاد أن يبينوا حكم البناء على القبور، واتخاذها مساجد، وأن يُحذروا ولاة الأمر من أهداف الرافضة، وعلى الحكومة السعودية وفقها الله أن تَحذر من خداع الرافضة ، وأن تقطع أطماعهم فيما يسعون إليه، وتعمل على كل ما فيه تعظيم الحرمين، وهي قادرة على ذلك بعون الله وتوفيقه .


نسأل الله أن يحفظ هذه البلاد وسائر بلاد المسلمين ممن يريدها بسوء، إنه تعالى على كل شيء قدير، وصلى الله علي نبينا محمد وعلى آله وصحبه وسلم
+ نوشته شده توسط خیرالبریه در چهارشنبه 5 اردیبهشت1386 و ساعت 11 بعد از ظهر |

زیارت قبور (2)

 

احادیث و زیارت قبور

از احادیثی که صحاح و سنن آنها را نقل کرده اند استفاده می شود که پیامبر خدا به علتی بطور موقت از زیارت قبور نهی کرده بود سپس اجازه داد که مردم راهی زیارت آنها شوند.

شاید علت نهی این بوده که اموات گذشته آنان غالبا مشرک و بت پرست بوده اند و اسلام علاقه و پیوند آنان را با جهان شرک قطع کرده بود. ممکن است علت نهی چیز دیگری بوده باشد و آن این که گروه تازه مسلمان بر سر خاک مردگان به باطل نوحه سرایی می کردند و سخنان خارج از ادب اسلامی به زبان می راندند . ولی پس از گسترش اسلام و پا برجایی نهال ایمان در دل افراد این نهی برداشته شد وپیامبر گرامی به خاطر منافع تربیتی که در زیارت قبور هست اجازه داد تا مردم به زیارت قبور بشتابند . نویسندگان سنن و صحاح در این زمینه چنین نقل می کنند :

1- « زُورُوا القبور فإنها تذکرکم الآخره ...» قبرها را زیارت کنید؛زیرا زیارت آنها ماه یادآوری سرای دیگر می گردد.(صحیح ابن ماجه ج1 ص113 باب ماجاء فی زیارة القبور)

2- « کنت نهیکم عن زیارة القبور فزُوروا ، فنها تزهد فی الدنیا و تذکر الآخرة»من شما را از زیارت قبور نهی کرده بودم از این به بعد زیارت کنید؛ زیرا قبور شما را نسبت به دنیا بی اعتنا می سازد و آخرت را به یاد می آورد.((همان صفحه 114 طبع هند و صحیح ترمذی ابواب الجنائز ج3 ص 274 همراه با شرح ابن العربی المالکی طبع لبنان . ترمذی پس از نقل حدیث از بریده می گوید:« حدیث بریدة صحیح و العمل علی هذا عند أهل اعلم لایرون بزیارة القبور بأسا و هو قول ابن المبارک و الشافعی و احمد و اسحاق »ضمنا به مدارک یاد شده در زیر مراجعه فرمایید: صحیح مسلم ج3 باب استئذان النبی ربه عزوجل فی زیارة قبر امه ص65 ؛ صحیح ابو داود ج2 کتاب الجنائز باب زیارة القبور ص195 ؛ صحیح مسلم ج4 کتاب الجنائزباب زیارة القبور ص73))

روی همین حساب است که پیامبر گرامی قبر مادر خود را زیارت می کرد و مردم را به زیارت قبور سفارش می فرمود؛ زیرا زیارت قبور مایه یادآوری آخرت است.

3- « زار النبی قبر امه فبکی و ابکی من حوله ... إستأذنت ربی فی ان أزور قبرها فءذن لی فزوروا القبور فإنها تذکرکم الموت (صحیح مسلم ج3 باب استئذان النبی ربه عزوجل فی زیارة قبر امه ص65)

4- عایشه می گوید: « إن رسول الله رخص فی زیارة القبور» (سنن ابن ماجه ج1 ص 114)

5- عایشه می گوید پیامبر اعظم  آخر شب به سوی بقیع می رفت و می گفت:

السلام علیکم دار قوم مؤمنین و اتاکم ما توعدون غدا مؤجلون و انا ان شاء الله بکم لاحقون أللهم اغفر لأهل بقیع الغرقد ( صحیح مسلم ج3 باب ما یقال عند دخول القبور ص 63)

این قسمتی از احادیث در این مورد می باشد ان شاء الله در آینده سیره سلف صالح  و علمای مذاهب دوستان اهل سنت را نیز مطا لعه خواهیم کرد

 ادامه دارد

 

یا علی

+ نوشته شده توسط خیرالبریه در چهارشنبه 29 فروردین1386 و ساعت 11 بعد از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

زیارت قبور (1)

مسلمانان در طول تاریخ اسلام بر جواز؛ بلکه استحباب سفر برای زیارت قبور اولیای الهی اجماع داشته اند. اما از ناحیه ابن تیمیه ممنوع شد؛ زیرا وی اولین کسی است که از این مسئله جلوگیری کرده و شدیداً با آن مقابله نمود و به حرمت آن فتوا داد. بعد از او شاگردان و مروجان افکارش این نظر را دنبال کرده و تا زمان محمد بن عبدالوهاب و وهابیان – که همگی به حرمت زیارت قبور معتقدند- ادامه داشت . از آنجا که این مسئله آثار مهمی در پی دارد بجاست تا در مورد جواز و عدم جوازآن تحقیق و بررسی نماییم .

* فتاوای وهابیان

1- ابن تیمیه می گوید: « تمام احادیثی که از پیامبر(ص) درباره زیارت قبرش وارد شده، ضعیف بلکه جعلی است».( منهاج السنة ج2 ص 441)

عسقلانی از ابن تیمیه نقل می کند نقل که او به طور مطلق از زیارت قبورانبیاء و اولیاء منع کرده و آن را حرام نموده است؛ چه با شدّ رحال ( بار سفر زیارت بستن) و چه بدون آن.(ارشاد الساری ج2 ص 329)

2- عبدالعزیز بن باز می گوید:« اما مردان؛ برای آنان زیارت قبور و زیارت قبر پیامبر(ص) و دو صاحبش مستحب است، البته بدون شدّ رحال و قصد حرکت برای زیارت؛ زیرا پیامبر(ص) فرمود: قبور را زیارت کنید به جهت آن که شما را به یاد آخرت می اندازد، ولی شدّ رحال برای زیارت قبور جایزنیست».( مجموع فتاوی بن باز ج2 ص 754 و755).

 باز هم خدا را شکر که به بهانه آن دو اجازه زیارت پیغمبر را داد !!!

3- اعضای استفتای دائمی وهابیان در ضمن فتوایی چنین اعلام کردند:«شدّ رحال برای زیارت قبور انبیا و صالحین و غیر آنان جایز نیست، بلکه این عمل بدعت است.»(اللجنة الدائمه للبحوث العلمیة و الافتا ، رقم فتوا 423)

 

* ادله مشروعیت زیارت قبور  

مبحث زیارت قبور را در دو بخش دنبال خواهیم کرد:

بخش اول: در ذکر دلیل بر مشروعیت بلکه استحباب زیارت قبور اموات ، هرکس که می خواهد باشد.

بخش دوم:دررابطه با استحباب زیارت قبر اولیای خدا علی الخصوص پیامبر صلی الله علیه واله.

 

در ابتدا به ذکر ادله جواز یا استحباب زیارت قبور می پردازیم :

1- دلیل فطرت

اسلام دین فطرت است و احکام آن؛ چه در مجال عقیده و چه در مقام عمل موافق با فطرت سلیم انسان است. و ما معتقدیم که احکام و تعالیمی که پیامبران و علی الخصوص پیامبر اسلام(ص) آورده اند ، همگی موافق با فطرت سلیم بشر بوده و با آن سازگاری دارد،ودرحقیقت تعالیم انبیا تذکردهنده به مسائلی است که در فطرت انسان نهفته است.

خداوند سبحان می فرماید:«ونفس و ما سواها * فألهمها فجورها و تقواها »؛« قسم به جان آدمی وآن کس که آن را {آفریده و} منظم ساخته و سپس فجور و تقوا { شرّ و خیرش} را به او الهام کرده است.»

در مورد زیارت اموات و قبور نزدیکان و کسانی که برگردن ما حق دارند، انسان مشاهده می کند که این عمل از جمله کارهایی است که نفس سلیم انسان از هر قوم و ملیتی که باشد برآن رغبت دارد، و این نیست مگر به جهت وجود میل باطنی فطری که در تمام افراد بشر وجود دارد. و از آنجا که شریعت ، هادی به فطرت است، لذا می توان از این طریق به مشروعیت زیارت قبور پی برد.

2- قرآن و زیارت قبور

 قرآن کریم به پیامبر فرمان می دهد که هیچ گاه بر جنازه منافق نماز نگزارد و نباید بر کنار قبر او بایستد آنجا که می فرماید:« ولاتصل علی أحد منهم مات ابدا و لاتقم علی قبره انهم کفروا بالله و رسوله و ماتوا وهم فاسقون »،

در این آیه برای هدم شخصیت منافق ،و دادن گوشمال به اعضای این حزب به پیامبر خدا فرمان می دهد:

1- بر جنازه احدی از آنان نماز مگزار.

2- برقبرآنان نایست. این حقیقت را با جمله « ولاتقم علی قبره» ادا کرده است.

از این که می فرماید درباره منافق این دو کار را انجام نده مفهومش آن است که این کار درباره غیر منافق خوب و شایسته است.

اکنون باید ببینیم مقصود از« ولاتقم علی قبره» چیست؟ آیا مقصود تنها قیام به هنگام دفن است که درباره منافق جایز نیست و درباره مومن لازم و شایسته است؟ یا مقصود اعم از زمان دفن و دیگر مواقع است؟

برخی از مفسران آیه را ناظر به زمان دفن دانسته اند ولی گروهی دیگر؛ مانند بیضاوی و غیره با دید وسیع نگریسته و آیه را چنین تفسیر می کنند: ولاتقم علی قبره للدفن أو لزیارة(تفسیر بیضاوی ج3 ص77).

دقت در مفاد آیه می رساند که مقصود یک معنای وسیع است؛ اعم از توقف هنگام دفن یا وقوف پس از آن .

زیرا دو جمله مجموع مضمون آیه را تشکیل می دهد و آنها عبارتند از :

الف : ولاتصل علی أحد منهم مات ابدا

 لفظ أحد به حکم این که در سیاق نهی واقع شده ، مفید استغراق افراد است و لفظ «أبدا» مفید استغراق زمانی است و معنای جمله چنین است: «برای هیچ کس از منافقان و در هیچ زمان نمازمگزار».

با توجه به این دو لفظ ، می توان به روشنی به دست آورد که مقصود از جمله خصوصِِ نماز برمیت نیست؛ زیرا نمازبر میت فقط یکبار قبل از دفن انجام می گیرد و دیگر قابل تکرار نیست، پس اگر مقصود خصوص نماز میت بود نیازی به آوردن لفظ « أبدا» نبود و تصور این که این لفظ به منظور افاده «استغراق افرادی» است کاملا بی مورد است؛ زیرا جمله «لاتصل علی احد» مفید چنین شمول و استحباب است دیگر لزومی ندارد که بار دیگر به بیان آن بپردازد.

گذشته از این، لفظ «ابدا» در لغت عرب برای استغراق «زمانی»است نه «افرادی»؛ مانند:«ولا أن تنکحوا أزواجه من بعده ابدا».(احزاب :53)

بنابراین مفاد جمله نخست این است که :«هیچگاه برای احدی از منافقان طلب رحمت و مغفرت مکن، خواه با گزاردن نماز و خواه به غیر آن».

ب: « ولاتقم علی قبره»

مفهوم این جمله به حکم عطف بر جمله پیشین چنین است:«ولاتقم علی قبر احد منهم ابدا» زیرا قیودی که در معطوف علیه وجود دارد بر معطوف نیز وارد می شود.

در این صورت نمی توان گفت : مقصود از «قیام» همان قیام هنگام دفن است؛ زیرا فرض این است که قیام موقع دفن درباره هر فردی قابل تکرار نیست، و لفظ «ابدا» که در این جمله نیز در تقدیراست حاکی است که این عمل قابل تکرار می باشد و تصور این لفظ برای استغراق افراد است پاسخ آن در جمله قبل گفته شد؛ زیرا با وجود «أحد» نیازی به افاده مجدد آن نیست.

با توجه به این دو مطلب در الفاظ : «لاتصل»و «لاتقم» می توان گفت: خداوند پیامبر را از هر نوع «طلب رحمت» برمنافق خواه از طریق نماز بر مرده او و یا مطلق دعا و از هر نوع وقوف برقبر او خواه هنگام دفن یا پس از آن نهی کرده است و مفهوم آن است که این دو عمل ؛ طلب رحمت وقیام و وقوف بر قبر در تمام اوقات جایز و شایسته است و یکی ار آن اوقات وقوف بر زیارت و خواندن قرآن بر مؤمن است، که سالها است به خاک سپرده شده است.

ادامه دارد

+ نوشته شده توسط خیرالبریه در چهارشنبه 29 فروردین1386 و ساعت 11 بعد از ظهر |